تبلیغات
عادلانه - تزاحم میان حق جهاد و حق حاکمیت ملی!
" ـ اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً "


سلام


در ادامه ی پست قبل، در این پست می خواهیم این نکته را بیان کنیم که در تزاحم میان حق حاکمیت ملی و حق جهاد، کدامیک باید فدا شود!!

حق حاکمیت ملی

آیا به استناد به حق حاکمیت ملی می توان در مستندات جهاد شک و شبهه کرد؟

آیا حق حاکمیت ملی مشروعیت دارد!؟

پس با ما همراه باشید:

در تزاحم میان این حق با حکم جهاد، آنچه باید فدا شود « حق حاکمیت ملی» است نه حکم جهـــــــاد؛ با این توضیح که: ...

اگر به جز حق فرد و حق جامعه، حق دیگری در کار نمی بود و حقوق جوامع بشری، با قرارداد ها و موافقت های بین المللی معین و معلوم می شد و همه جامعه ها می پذیرفتند که در امور و شئون جامعه ای دیگر مداخله کند.

هر چند در این جا این سوال باقی می ماند که آیا هر توافق به حکمی موجب مشروعیت ساختن آن توافق می شود!

بهر حال، در اینجا نکته این است که خداوند متعال بر همه ی انسان ها حقی دارد و آن این است که او را فرمان ببرند و بپرستند، و این حق بر همه ی حقوق فردی و اجتماعی حاکم است.

معبود بودن خدای متعال با حاکمیت تام و مطلق دین او بر زمین محقق می شود. کسانی که در راه پیشرفت و گسترش دین الهی ایجاد سد می کنند و مانع از اشاعه و ترویج آن می شوند؛ در واقع حق الله را ضایع کرده اند.

پس خداوند متعال حق دار که آنان را به جرم محترم نشمردن حق او  و زیر پا نهادن آن، تأدیب و مجازات کند و می تواند به موحدین و دین داران فرمان دهد که به آنان حمله برند و با جنگیدن با آنان و کشتن شان، راه حاکمیت الهی را هموار کنند:

« و قـــاتلوا هــــم حتی لا تکـــون فتنـــة و یکـــــون الدین لله »

 با آنان کارزار کنید تا فتنه ای نماند و دین یکسره از آن خدای متعال شود


« و اقتلـــــوهم حیث تقفتمــــــو هم »

هرجا انان را یافتید بکشید

در این صورت مومنین از سوی خداوند متعال مکلف هستند که به جامعه و کشور دیگری حمله کنند و بدین وسیله راه حاکمیت دین حق را باز کنند، هر چند این کار به زعم برخی، مداخله ای در امور و شئون آن جامعه و کشور است؛  و چه بسا موجب سلب حیات از انسان هایی نیز شود.

در واقع، خداوند متعال همانگونه که حق دارد کافران عنود و گناهکاران را با نازل کردن عذاب آسمانی، نیست و نابود سازد؛ می تواند این کار را بر عهده ی بعضی از بندگان خود بگذارد.

به همان سان که در آنجا  « اراده تکوینی» موجب هلاکت دشمنان دین حق می شود و جای اعتراض و چون و چرا نیست؛ در اینجا نیز که « اراده تشریعی »  الهی باعث قتل و جرح و اسارت آنان می گردد هیچ کس نمی تواند مخالفت کند.

خداوند متعال بر اساس حق ذاتی خود بر همه انسان ها، بندگان مؤمن و صالح خود را مکلف کرده است که مقدمات حاکمیت دین یکتا پرستی را فراهم آورند؛ زیرا جز با حاکمیت تام و مطلق این دین، خداوند متعال بر روی زمین پرستش نمی شود و این حق اوست که در سرتاسر گیتی مطاع و معبود باشد. این حق الهی بر همه ی حقوق فردی و اجتماعی حاکم است، و هر آنچه با آن منافت داشته باشد مردود خواهد بود. از این روست که « حق حاکمیت ملی» اگر با این حق الهی ناسازگار باشد، بکلی مورد نفی و انکار است.

چنانچه مشاهده شد، قائل شدن به حق الهی در تبیین بسیاری از قوانینِ حقوقی اسلام، مشگل گشاست. و این حق بر جمیع حقوق فردی و اجتماعی و بین المللی حاکم است و غفلت از آن نقص عمده ی دیگر نظامات حقوقی می باشد.







طبقه بندی: حقوق بین الملل،  حقوق تطبیقی، 
برچسب ها: جهاد ابتدائی، حقوق بشر، حق حاکمیت ملی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 30 بهمن 1390 | توسط : Ali | نظرات()